اضافه کاری و اثرات مخرب آن در سازمانها

1-افزایش هزینه ها به علت افزایش استهلاک و فرسوده شدن وسایل و تجهیزات اداری درطول 12ساعت کارروزانه . 2-افزایش هزینه هابه علت افزایش مصرف انرژی و سوخت. 3-افزایش هزینه هابه علت کاهش راندمان کاری ناشی از کاهش نشاط و توان کارکنان به دلیل حضور 12ساعته در محیط کاری و فرسایش روحی و جسمی آنان و بوجود آمدن مشکلات عدیده خانوادگی بدلیل نداشتن وقت کافی جهت رسیدگی به خانواده که درنتیجه این مشکلات خود به طور مستقیم در راندمان کاری کارکنان تاثیر دارد . 4-اتکای کارکنان به برنامه ریزی سرپرستان وعدم برنامه ریزی و مدیریت زمان و کار، توسط کارکنان بدلیل نداشتن انگیزه کافی جهت استفاده بهینه از زمان ، به علت انتخاب ملاک ومعیار حضور فیزیکی برای محاسبه اضافه کاری. 5-پایین بودن وقت مفید کاری در وقت اداری به علت موکول کردن بخشی از کار به بعد از ظهر . 6-پایین اوردن وقت مفید کاری در وقت اضافه کاری توسط مدیریت جهت کاهش فشارروحی و جسمی ناشی از حضور 12ساعته در محیط کاری که از مجموع سه ساعت و نیم اضافه کاری یک ساعت جهت استراحت و صرف نهار و یک ساعت نیزبمنظور ارفاق (کاهش میدهند) و بقیه جهت انجام کار اختصاص مییابد(براین اساس وقت اختصاص یافته از سوی مدیران دریکماه برای اضافه کاری تقریبا 30ساعت میباشد نه 50ساعت). واگر فرض کنیم کار واقعی برای وقت اضافه کاری وجود داشته باشد حضور کارکنان در پانزده روز اول ماه برای تکمیل 50ساعت اضافه کاری باید باعث تراکم کار در نیمه دوم ماه شود در صورتیکه چنین چیزی مشاهده نمیشود. 7- معمولا" امروزه در سازمان کارکنان شایسته و نمونه کسانی هستند که ازحضورفیزیکی بالایی در وقت اضافه کاری داشته باشند یا به عبارت دیگر سیاستهای مدیران در تشویق و یا الزام کارکنان ازطریق کاهش پاداشهایی چون بهره وری ،کارانه و...درجهت حضور بیش از پیش کارکنان در وقت اضافه کاری میباشد و این یعنی تقویت تبعات اشاره شده در موارد فوق میباشد بنابراین شاخص حضور فیزیکی (استهلاک زمان ) به معیار تعیین بهره وری کارکنان ،انتخاب کارمند نمونه و برجسته ، شرط شایستگی انتصاب در پستهای بالاتر ، شرط استحقاق بسیاری از پاداشها و غیره تبدیل شده است!.که به نظر میرسد این شاخص در سالهای قبل از تحول سازمانها (قبل از مکانیزاسیون شدن ) به دلیل انجام کارها بصورت دستی مفید بوده است .واکنون (تاریخ مصرف آن گذشته است .) اگرچه مطالب اشاره شده بایک مشاهده مستقیم کاملا واضح و اشکار است ولی از انجاکه که حفظ و حراست از منابع سازمان شرط بقا و حیات ان میباشد. انجام یک تحقیق علمی در این رابطه مهم و حیاتی به نظر میرسد. آنچه که پیشنهاد میشود این است که ملاک محاسبه برای اضافه کاری تغییر پیدا کند مثلا"میتوان مقدار کار انجام شده در نظر گرفته شود .درواحد های اجرایی ،قسمتهایی که کار انها بروز و صفر میباشداضافه کاری به انها تعلق پیدا کند یا میتوان امار ماهانه عملکرد قسمتها به عنوان خروجی ها نسبت به ورودیهاسنجیده شود و ملاک محاسبه برای اضافه کاری درنظر گرفته شود. و یا به نسبت خدماتی که به بیمه شدگان(درسازمان تامین اجتماعی ) ارائه میشود باتوجه به تعداد بیمه شدگان تحت پوشش آن واحد اجرایی به آنها اضافه کاری پرداخت شود . از مزایای آن میتوان گفت که کارکنان برای اینکه وقت اضافه کاری را برای خود و خانواده در نظربگیرند برای بروز رسانی کارها و استفاده صحیح از زمان و بالا بردن وقت مفید در وقت اداری ،با انگیزه قوی برنامه ریزی کرده ابتکارعمل به خرج میدهند واین در ارتقا کارکنان تاثیر بسزایی دارد. واگر چنانچه برنامه ریزی انها درست نباشد مجبور به پرداخت تاوان آن که همان حضور دروقت اضافه کاری است میشوند مورد بعدی کاهش هزینه استهلاک و فرسودگی تجهیزات و لوازم اداری و کاهش مصرف انرژی وسوخت است که بسیار موردتوجه میباشد. همچنین کارکنان بدلیل این سیستم خود تشویقی برنامه ریزی صحیح و استفاده بهمینه از زمان در وقت اداری را اموزش میبینند و خودسرپرستی که از معیارهای بهره وری میباشد در آنان تقویت میشود . علاوه برآن یک وقتی برای مطالعه ،عبادت ،پرداختن به خود و خانواده پیدا میکنند که درصورتیکه برنامه ریزی دقیقی از سوی سازمان برای بخشی از آن صورت گیرد میتوان صرف مطالعات شخصی و تحقیقهای علمی ازسوی کارکنان درجهت شرکت فعالانه در مدیریت مشارکتی شود. همچنین شاخص استهلاک زمان(حضور فیزیکی ) این عامل مخرب وهزینه آورسازمانی از کل معیار های عملکردی کارکنان حذف شده وبا اعمال سیاستهای جدید مدیران، کارکنان بیش از پیش به اهمیت عامل زمان و نقش آن در بهره وری توجه کرده و از آن استفاده بهینه مینمایند وبا اعطای پاداشهای انگیزشی ابتکارو خلاقیت و مدیریت زمان را در کارکنان خود پرورش میدهند .

/ 0 نظر / 4 بازدید