نگرش سیستم ها:

چستر بارنارد: او نخستین مفسر از سازمان و مدیریت در بینش جدید به شمار می آمد. به نظر او سازمان از همکاری و تعاون افراد به منظور بر آوردن نیازهای فردی به وجود می آید. وی در کتاب معروفش” وظایف مدیرعالی اجرایی“ سازمان ها را به منزله مجموعه ای از سیستمهای فرعی؛ و این سیستم های فرعی را به صورت خرده سیستم های همکاری کننده در نظر می گیرد.

تحقق همکاری در سازمان ، به وجود سه عامل ” تمایل به خدمت “ ، “هدف مشترک“ و” ارتباطات“ بستگی دارد.

نوربرت وینر: در سال 1938 نظریه پردازان ”تئوری اداری“ به اهمیت مسأله کنترل و بازرسی در مدیریت  پی برده بودند. این دانشمند کتاب مهمی در سال 1948 میلادی منتشر ساخت به گونه ای که  یافته های او مرتبط با گسترش و رشد ”رایانه“ بود. کاری که وینر انجام داد در حقیقت هماهنگ کردن این موارد بود منتها تخصص وی در زمینه روشهای کنترل خودکار، یا به عبارتی امکان ایجاد ”سیستمهای خود کنترل“ بود.

نظریه سیستمی: نظریه سیستمی بر پایه این تفکر استوار است که سازمان ”یک کل نظام یافته ”است و به طور کلی تحلیل هر پدیده در نظریه سیستمی با توجه به عناصر اصلی آن انجام می پذیرد.

در صورت کاهش تمایل مشتریان به استفاده از بازده های سازمان،امکان تداوم فعالیت و بقای بلند مدت سازمان در عرصه تجارت کاهش می یابد. به این ترتیب، بر مبنای نگرش ”سازمان به مثابه یک سیستم باز“ مشتریان نقش تعیین کننده ای در تداوم حیات سازمان دارند.     (شرمرهورن 1996،ص 38 )

تعریف های مختلفی از سیستم شده است که به برخی از آنها در ذیل ارائه می شود:

- سیستم عبارتست از فرآیند یکسری عوامل که هرکدام از این عوامل برای تحقق هدف خاصی فعالیت می نماید     (استانفورد اوپتنر)

- سیستم مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته است که برای کسب هدف مشترک فعالیت می کنند.    (برتالانفی ،1972،ص 207-426)

- سیستم عبارتست از تعدادی روش وابسته به یکدیگر که با اجرای روشهای مزبور قسمتی از هدف یک سازمان تأمین می شود.  (منصور کیا،1368،ص42)

- سیستم به مجموعه ای از اجزاء وابسته اطلاق می شو   (اقتداری،1373،ص50)

ساختار سیستم :

هر سیستم دارای سه عنصر کلیدی می باشد: مقصد یا هدف ، فرآیند و محتوا.

اولین جنبه این است که هر سیستم دارای هدفی است و از اجزایی به نام

زیر سیستم یا سیستم های  فرعی ساخته شده است.

اجزای سیستم : سیستم از ِیک رابطه ساختی درونداد ، میانداد و برونداد برخوردار است و برای کنترل مقاصد یک روش بازخور یا حلقه بازخور نیز موجود است.

حال تعریف آنها:

درون داد یا داده ها: آنچه موضوع سیستم قرار گیرد.

فرآیند یا میان داد: حالت جاری یا پیش برنده یک عنصر طراحی شده را گویند.

برون داد یا بازده: از سیستم صادر میشود به عبارت دیگر تولید یک سیستم میباشد.

باز خور: مدار ارتباطی بین جریان درون داد ، میان داد و برون داد که وضعیت سیستم را از هر نظر مشخص می کند.

محیط یک سیستم : عبارت است از مجموعه عناصر و خواص مربوط به آنها که جزء سیستم نیستند.

 انواع سیستم:

1- سیستم های اصلی و سیستم های فرعی:  سیستم بزرگتر را سیستم اصلی وسیستمهای تشکیل دهنده آنرا سیستمهای فرعی یا جزیی می نامند.

2- سیستم های قطعی و سیستم های احتمالی : سیستمهای قطعی نتایج کار یک سیستم را میتواند کاملا پیش بینی کند.

    در یک اجتماع ، که بین اجزا آن بی نهایت ارتباط وجود دارد،پیش بینی حوادث بسیار مشکل و احتمالی است.

3- طبقه بندی  سیستم ها  براساس  پیچیدگی:

طبقه بندی سیستم ها از نظر بولدینگ

طبقه  نهم

دنیای ناشناخته ها یاسیستم های اشرا قی و متعالی: هنوز انسان از طریق علم و دانش به آن دست نیافته

طبقه هشتم

سیستم سازمان اجتماعی :حل مسایل مربوط به سازمان های اجتماعی و جوامع بشری

طبقه هفتم

انسان: ویژگی هایی مانند:خود شعوری،تصویر سازی،هدف جویی وکمال خواهی

طبقه ششم

سطح حیوانی یا خود آگاهی:دارای گیرنده های اطلاعاتی مانند:سیستم اعصاب مغز و عکس العمل منا سب

طبقه پنجم

روییدنی یا گیاه:تشکیل برگ ،  تخم ، ریشه و غیره

طبقه چهارم

یاخته یا سلول

طبقه سوم

سیستم های سایبر نتیک

طبقه دوم

سیستم های متحرک و ساده

طبقه اول

ساخت یا چهار چوب

4-  سیستم های  طبیعی  و  سیستم های   مصنوعی :

5-  سیستم های  باز  و  سیستم های  بسته :

   سیستم بسته : سیستمی است که با محیط خود به تعادل ثابت رسیده باشد.              سیستم باز : سیستمی است که با محیط خود به یک تعادل پویا رسیده باشد.

در سیستم های بسته ، حالت نهایی ، به شرایط اولیه سیستم بستگی دارد ، در حالی که سیستم های باز دارای حالت نهایی واحدی می باشند که آن را هم پایانی می نامند.  

اهمیت دیدگاه سیستمی:

 دیدگاه سیستمی ،چارچوب مفیدی ارائه می دهد، که مشتمل بر سیستم های فرعی متعدد و اجزا مرتبط به هم است.

  دیدگاه سیستمی همه مدیران را ترغیب می کند تا محیطی را که بر فعالیت های سیستم آنها تأثیر  می گذارد بررسی کنند.

  در نهایت اینکه مدیران را به داده های مختلف و پردازش داده ها به صورت گوناگون به منظور  نایل شدن به اهداف ،هدایت می کند.

نگرش اقتضائی :

با سیر تکوینی اندیشه های مدیریت و گذر از از مدیریت علمی و کلاسیک به مدیریت اقتضائی می رسیم . نظریه های مدیریت با گذشت زمان تکمیل تر شده اند . نظریه پردازان عرصه مدیریت در سالیان اخیر و با یک رویکرد اقتضائی به این نتیجه رسیدند که یک نسخه از پیش تعیین شده برای موفقیت  در یک مجموعه وجود ندارد و هر سازمان و نهادی بسته به موقعیت خود می بایست بهترین راه رسیدن به هدف را انتخاب کنند. در جائی که وظائف انجام کار ساده است و محیط پیچیده نیست مدیریت علمی می تواند به موفقیت سازمان کمک کند اما در جائیکه وظائف تخصصی است و محیط پیچیده است مدیریت مشارکتی می تواند موفقیت آمیز باشد.

نظریه اقتضائی زائیده و نتیجه نگرش سیستمی است و مانند آن به سازمان و ارتباط آن با محیط تاکید دارد.

تعریف کلی نظریه اقتضائی :

به این نگرش که برای هر شرایط خاص شیوه مدیریت مقتضی آن شرایط کارسازتر است نگرش اقتضایی می گویند .

قانومند بودن نظریه اقتضایی و متمایز شدن آن با نگرش سلیقه ای :

 این نگرش دارای قانون مندی خاص و متکی به قانون اگر (IF) و آن گاه (Then) است به این معنی که اگر شرایط چنین باشد راه حل این گونه است . اگر شرایط چنان باشد راه حل قبلی ممکن است مشکل گشا نباشد که هیچ مضرراتی را هم همراه داشته باشد .

و این قانون مندی این نگرش را از نگرش سلیقه ای متمایز می سازد چون در سلیقه ای قانون مندی وجود ندارد .

چهار عامل عمده در طراحی واداره کردن سازمان ها :

1-   استراتژی : رسالت ها و خط و مشی ها و مطلوب ترین راه برای تحقق هدف

2-   تکنولوژی : روش یا شیوه انجام کار و انتخاب نوع ابزار کار

3- ساختار سازمانی و ساختار منابع انسانی : نوع تقسیم کار ، طبقه بندی وظایف ، میزان اختیارات، کمیت و کیفیت تخصصی منابع انسانی

4-   محیط : شامل محیط درون سازمانی و برون سازمانی است .

زیر بنای نظریه اقتضائی :

به طور کلی دو مفهوم سیتمهای باز و شرایط نامطمئن زیر بنای ساختاری نظرئه اقتضاء را تشکیل می دهند-

رهیافت اقتضائی

عنوان رویکرد یا رهیافت اقتضائی در سال 1967 توسط لارنس و لورچ پیشنهاد و سپس توسط صاحبنظران دیگری توسعه داده شد.

رهیافت اقتضائی در پی ایجاد اصول یا دستور های عمومی رفتاری نیست این رهیافت با نسبیتها سرو کار دارد از این رو یک رهیافت موقعیتی است. در مدیریت اقتضائی رعایت اهداف اساسی و تعهدات الزام آور است و انعطاف پذیری با رعایت این دو مفهوم باید تحقق یابد.

آثار برخی از متغیرهای مشهور اقتضائی در تعین موقعیت مدیریت

1- اندازه سازمان –

 بر تعداد افراد هر سازمان دلالت دارد و تاثیر عمده ای بر نحوه عملکرد مدیران دارد، زیرا هر اندازه سازمان افزایش یابد مسأله ایجاد هماهنگی در آن نیز افزایش می یابد برای ایجاد هماهنگی در یک سازمان 50 نفره باید از ساختار ویژه ای استفاده شود که با ساختار مناسب برای یک سازمان 50 هزار نفره متفاوت است.

2- تکراری بودن فناوری تولید-

هر سازمانی برای دستیابی به اهداف خود از نوعی فناوری استفاده می کند که به منظور تبدیل ورودی به خروجی مورد استفاده قرار می گیرد. اگر فن آوری تکراری باشد ساختارهای سازمانی، سبکهای رهبری ، و سیستمهای کنترلی مورد نیاز سازمان با آنچه که در سازمانهای  دارای فن آوری غیرتکراری مورد نیاز است، تفاوت ندارند.

/ 0 نظر / 33 بازدید